اقتباس از رمانهای عظیم و عمیق ادبیات کلاسیک همواره مانند راه رفتن روی لبهی تیغ است آن هم وقتی صحبت از East of Eden (شرق بهشت) شاهکار بیبدیل جان اشتاینبک (John Steinbeck) باشد، در ادامه همراه آورا گیم باشید.
این اقتباس را پیشتر الیا کازان (Elia Kazan) با درخشش جیمز دین (James Dean) ساخته بود اما نتفلیکس در این مینیسریال جدید ۷ قسمتی به خلق اثری دست زده که بهجای نسخهبرداری صرف، تمرکز خود را بر کالبدشکافی مفهوم گناه اولیه، میراث خانوادگی و اراده آزاد انسانی معطوف میکند. نقد و بررسی سریال East of Eden نشان میدهد چگونه زوئی کازان (نویسنده و نوه الیا کازان) توانسته با نگاهی مدرن، تاریک و عمیقاً روانشناختی، خشم و گناه هابیل و قابیلِ عصر جدید را در دل دره سالیناس زنده کند.
فرم و داستان مینیسریال East of Eden | رقص روی خاکسترِ گناه، وسوسه و انتخاب

داستان مینیسریال East of Eden با وفاداری بیشتر به بخشهای حذفشده رمان اصلی آغاز میشود. روایت حول محور زندگی پیچیده آدام ترسک و همسر مرموز، بیرحم و اغواگرش کتی آمز (با بازی فوقالعاده فلورنس پیو) میچرخد، زنی که پس از به دنیا آوردن پسرهای دوقلویش (کال و آرون)، آدام را گلولهباران کرده و فرار میکند تا خانهای فاسد در شهر بسازد.
فیلمنامهی زوئی کازان به زیبایی تم اصلی رمان یعنی کلمه عبری Timshel (تو میتوانی بر گناه چیره شوی) را در تمامی زوایای داستان جاری میسازد. تمرکز ویژه بر کاراکتر کتی ترسک و پرهیز از به تصویر کشیدن او به عنوان یک شرور مطلق و بیتفاوت، بزرگترین موفقیت داستانی سریال است. تقابل دوقلوها در فصلهای بعدی و تلاش کال برای به دست آوردن محبت پدرش، ریتمی دراماتیک، سنگین و عمیقاً پرتعلیق به بخش دوم سریال میبخشد.
کارگردانی مینیسریال East of Eden | نورپردازی گوتیک و جادوی دره سالیناس

در بخش کارگردانی مینیسریال East of Eden، گارت دیویس و تیم کارگردانی توانستهاند توازن خیرهکنندهای میان شکوهمندی طبیعت و خفگیِ روانی شخصیتها ایجاد کنند. نورپردازی سکانسهای دره سالیناس با استفاده از رنگهای گرم، آفتابسوخته و طلایی، حس یک پردیس بهشتی را تداعی میکند که درون آن گناه و وسوسه در حال ریشه دواندن است.
در مقابل سکانسهای مربوط به خانه کتی با نورهای کم، سایههای سنگین نئورئالیستی و اتمسفر گوتیک به تصویر کشیده شدهاند و حرکت دوربین با مکثهای طولانی روی چهره بازیگران، مجال کافی برای درک حس حقارت، خشم و ندامت را به مخاطب میدهد. موسیقی متن ارکسترال و در عین حال مینیمال اثر، مانند صوتی شوم در پسزمینه داستان طنینانداز است و قطعهای ناگهانی تدوین در سکانسهای درگیری عاطفی، استرس حاکم بر روابط خانوادگی را دوچندان میکند.
بازی و شخصیتهای مینیسریال East of Eden | طوفان فلورنس پیو در مسلخ درام انسانی

بدون شک نقطه عطف و قلب تپنده مینیسریال، بازی شگفتانگیز فلورنس پیو در نقش کتی است. پیو پیچیدگیهای روانی، خودشیفتگی و خشم فروخورده زنی را به نمایش میگذارد که از تمام کلیشههای مرسوم آنتاگونیستها فاصله گرفته است و اجرای او همزمان خشمآور، مسحورکننده و عمیقاً غمانگیز است.
در کنار پیو، کریستوفر آبوت در نقش آدام ترسک، استیون یون در نقش ساموئل همیلتون و مایک فیست در نقش کال، بازیهای استخواندار و فوقالعادهای ارائه دادهاند که لایههای انسانی درام اشتاینبک را به بهترین شکل تکمیل میکند. سریال East of Eden یک شاهکار درام تاریخی، پرپرتره و عمیقاً وفادار به روح ادبیات کلاسیک است که نتفلیکس را به اوج داستانگویی درام بازمیگرداند.
این اثر ثابت میکند که مفاهیم کهنِ خشم، انتخاب و گناه، در صورت بازآفرینی درست بصری، همچنان میتوانند مخاطب مدرن را مسحور کنند. اگر به دنبال اثری فاخر با بازیهای درخشان (بهویژه فلورنس پیو)، سینماتوگرافی مجلل و داستانی پر از تعلیقهای عاطفی هستید، تماشای East of Eden را از دست ندهید. نمرهی این اثر از دید من 8 از 10 است.

