دنیای Spider-Man دارای برترین مجموعهی دشمنان در تاریخ مارول کامیکس است، مجموعهای که از سیمبیوتهای (symbiotes) فضایی تا دانشمندان دیوانه را در بر میگیرد. تمامی این شرورها همواره در تلاشند تا زندگی این خزندهی روی دیوارها را به سلسلهای پایانناپذیر از تراژدیها تبدیل کنند ولی حتی برخی از خبیثترین و سادیستترین هیولاهای مارول نیز تصمیم گرفتهاند حرفهی مجرمانه خود را رها کرده و با تبدیل شدن به قهرمان، تلاشهایی واقعی برای رسیدن به رستگاری انجام دهند.
بسیاری از این مسیرهای رستگاری موقتی هستند و با بازگشت شرور به ریشههای خود پایان مییابند اما تعداد محدودی از دشمنان اسپایدرمن با موفقیت اصلاح شده و خود را به عنوان اعضای ظاهراً دائمی جامعه ابرقهرمانی مارول و متحدان جدانشدنیِ تثبیت کردهاند.در ادامه همراه آورا گیم باشید تا با ۷ ویلن دنیای اسپایدرمن که به قهرمان تبدیل شدند، بیشتر آشنا شویم.
7) Prowler

اسپایدرمن کسی است که بهترین ویژگیها را در انسانها زنده میکند، و Prowler (به معنای پرسه زن) یکی از بزرگترین داستانهای موفقیت اوست. هوبی براون (Hobie Brown) نوجوانی مخترع، هوشمند اما فقیر بود که تلاش میکرد با استفاده از ابزارهای ساخت خود و ارتکاب جرم، پولی به دست آورد. او دستکشهای چنگالداری برای بالا رفتن از ساختمانهای بلند، شنلی که به بتواند با او گلاید کند و تفنگهای مچیِ شلیککننده هوای فشرده طراحی کرد تا اموال مردم را بدزد و سپس به عنوان یک فرد عادی، کالاهای مسروقه را بازمیگرداند تا به شهرت و پاداش نقدی برسد.
پرولر چند درگیری و برخورد با اسپایدرمن داشت اما زمانی که اسپایدرمن داستان زندگی هوبی را فهمید، از گناه این شیاد گذشت و او را متقاعد ساخت تا از ابزارهایش در راه خیر استفاده کند. هوبی سخنان اسپایدرمن را آویزه گوش کرد و از هویت پرولر به عنوان یک پارتیزان و دادگستر برای محافظت از شهروندان نیویورک بهره برد. هوبی چه در قالب پرولر و چه با نام مستعار جدید هورنت [Hornet] (زنبور سرخ)، با وجود شروع طوفانی و متزلزلش، به یکی از قابلاعتمادترین متحدان مبارزه با جرم و جنایت برای اسپایدرمن تبدیل شده است.
6) Kaine

The Clone Saga یکی از جنجالیترین دورهها در تاریخ اسپایدرمن محسوب میگردد اما یکی از معدود نکات مثبت آن، رونمایی از شخصیت کین پارکر (Kaine Parker) بود. کین که توسط شروری به نام Jackal (شغال) ساخته شد، اولین تلاش برای خلق یک کلون (کپی همسان) از اسپایدرمن بود. اگرچه کین قویتر بود، لمس اسیدی داشت و از قابلیتهای پیشآگاهی بهره میبرد اما جکال همچنان به دلیل زخمهای صورت و بیثباتی روانیاش، او را یک شکست میدانست.
کین پس از رها شدن توسط سازندهاش، به بن ریلی (Ben Reilly) یعنی کلونِ سوگلی و محبوب حسادت کرد. او برای نابود کردن بن، پاپوشِ چند فقره قتل را برایش دوخت که این امر منجر به مبارزه کین با هر دو شخصیت بن و پیتر شد. پس از شکست کین، گفتگوهای او با مری جین (Mary Jane) باعث تغییر رفتار و تحول قلبی او شد تا جایی که حتی جان خود را برای نجات پیتر و بن فدا کرد. کین در نهایت بازگشت و عنوان Scarlet Spider (عنکبوت سرخ) را از بن تحویل گرفت و به یک ضدقهرمان خشن اما اصیل و شریف تبدیل شد.
5) Morbius

بسیاری از مهمترین دشمنان اسپایدرمن زمانی به ورطه شرارت کشیده شدند که حوادث آزمایشگاهی، آنها را به هیولاهایی وحشی تبدیل ساخت. مایکل موربیوس (Michael Morbius) دانشمندی برجسته محسوب میشد که برای درمان بیماری نادر خونی خود، DNA خفاش را به بدنش تزریق کرد. این آزمایش نتیجه پیشبینینشده و بدی داشت چون موربیوس به هیولایی شبیه به خونآشام تبدیل گشت که عطش سیریناپذیری برای خون او را فرا میگرفت.
اسپایدرمن بارها با موربیوس جنگید تا مانع از مصرف خون انسان توسط این خونآشام زنده شود. اگرچه این میل به خونِ دیوانهکننده برای مدت طولانی ذهن موربیوس را در کنترل داشت اما او طی سالها موفق شد انسانیت خود را بازیابد و با تمایل به شکار افراد بیگناه مبارزه کند. موربیوس که اکنون بیشتر به عنوان یک آنتی هیرو عمل میکند، مجرمان را به قتل میرساند و خون آنها را مینوشد، در حالی که همچنان نومیدانه میکوشد غرایز وحشیاش را مهار نگه دارد چون موربیوس هرگز نمیخواست یک شرور باشد.
4) Sandman

Sandman شاید کار خود را به عنوان یکی از قدیمیترین و قویترین دشمنان اسپایدرمن آغاز کرده باشد اما برای مدتی کوتاه تصمیم گرفت یک قهرمان و عضوی از انتقامجویان (Avengers) باشد. پس از یک حادثه مخاطرهآمیز که باعث ادغام سندمن با هایدرو-من (Hydro-Man) شد، این شرور چنان آشفته و تکانخورده گشت که پس از جدایی از یکدیگر، بازنگری در زندگی خود را آغاز کرد. سندمن با تصمیم به وقف دادن خود در راه هدفی بهتر، نقش خود را به عنوان یک مجرم رها کرد و حتی به متحدی مفید برای قهرمانانی مانند اسپایدرمن، سیلور سیبل (Silver Sable) و هاوکآی (Hawkeye) تبدیل شد.
اعمال نیک سندمن در نهایت منجر به دریافت عفو ریاست جمهوری شد و او تبدیل به عضو علیالبدل (ذخیره) انتقامجویان گشت. متاسفانه، وقتی گروه Frightful Four با شستشوی مغزی، سندمن را دوباره به یک مجرم تبدیل کردند، او مجبور به بازگشت به روشهای شرورانه قدیمی خود شد. عقبگرد و سقوط دوباره سندمن بسیار تراژیک بود چرا که او صادقانه میخواست فرد بهتری باشد و به مردم کمک کند اما تنها گیرِ شرورهای دیگری افتاد که او را دوباره به همان زندگی مجرمانهای راندند که نومیدانه تلاش میکرد از آن بگریزد.
3) Venom

Venom یکی از سهمگینترین دشمنان اسپایدرمن است که به یکی از نمادینترین ضدقهرمانان تمام دورانها تبدیل گشت. ادی بروک Eddie Brock زمانی که پیتر پارکر دست او را رو کرد و مشخص شد داستان خبریاش ساختگی بوده، از روزنامه دیلی بوگل Daily Bugle اخراج شد. وقتی پیتر خود را از شر کتوشلوارِ سیمبیوتِ (symbiotes) فضاییِ فاسدکننده خلاص کرد، آن موجود به ادی پیوست. ادی و سیمبیوت با تنفر مشترکی که از پیتر داشتند، به شرور هیولاصفتی به نام ونوم تبدیل شدند، کسی که هدفش نابودی این خزندهی روی دیوارها و تمام عزیزانش بود.
ونوم کینهای سیریناپذیر از اسپایدرمن داشت اما حاضر به کشتن افراد بیگناه نبود و زمانی که کارنیج (Carnage)، قاتل زنجیرهایِ روانی ظهور کرد، ونوم موقتاً کینهاش با اسپایدرمن را کنار گذاشت تا جلوی آن شرور را بگیرد. ونوم یاد گرفت که دست از تنفرش بردارد و در عوض، زندگی خود را وقف تبدیل شدن به محافظ کشنده شهر نیویورک کند. حتی پس از جدا شدن ادی و سیمبیوت، آنها همچنان به عنوان قهرمانانی مستقل عمل میکنند. ونوم با نادیده گرفتن کینه و اجازه ندادن به خشم برای کنترل رفتارش در نهایت تبدیل به ناجی شهر و جهان شد.
2) Doctor Octopus

مسیر رستگاریِ نبوغِ دیوانهای به اسم دکتر اختاپوس (Doctor Octopus) اگرچه در ابتدا شاید عمدی نبود اما به یکی از بهترین داستانهای اسپایدرمن تبدیل شد. زمانی که دکتر اختاپوس در آستانهی مرگ بود، تصمیم گرفت طول عمر خود را افزایش دهد و همزمان با تعویض بدن خود با رقیب دیرینه و قهرمانش، اسپایدرمن را به قتل برساند اما برای دکتر اختاپوس گران تمام شد چون این شرور خود را تحت تاثیر خاطرات و درسهای مسئولیتپذیریِ آن قهرمان دید.
دکتر اختاپوس با این شفافیت و درکِ تازه، به پیتر قول داد که راه و ماموریت این قهرمان را برای محافظت از شهر نیویورک ادامه دهد و نام خود را به اسپایدرمن برتر (Superior Spider-Man) تغییر داد تا به عنوان نسخهای باهوشتر و مرگبارتر از اسپایدرمن عمل کند. متاسفانه، او پس از معامله با مفیستو (Mephisto)، به همان ذات شرور قدیمی خود بازگشت و تمام رشد و سیر شخصیتیاش از دست رفت.
1) Green Goblin

شوکهکنندهترین و عجیبترین تغییر مسیر شاید در کل تاریخ مارول کامیکس، تبدیل شدن دُشمن خونیِ اسپایدرمن، یعنی گرین گابلین (Green Goblin) به یکی از نزدیکترین متحدان مرد عنکبوتی دانست. برخلاف سایر شرورهای موجود در این لیست که مسیرهای طولانی و باورپذیری برای رسیدن به قهرمان شدن داشتند، پلیدی و خباثتِ نورمن آزبورنِ (Norman Osborn) مجنون و سادیست، حرفهای و کلمهبهکلمه توسط پارتیزان و قاتل زنجیرهای یعنی گناهخوار (Sin-Eater) از وجودش بیرون کشیده و شلیک شد!
با پاک شدن گناهانش، نورمن ناگهان غرق در پشیمانی و ندامت شدید برای تمام جنایات فجیعی شد که مرتکب شده بود و تصمیم گرفت دست به جبران بزند. نورمن شرکت آزکورپ (Oscorp) را بازسازی و تغییر کاربری داد تا آن را به نیرویی در خدمت خیر تبدیل کند و هویت ابرقهرمانی جدیدی به نام گلد گابلین (Gold Goblin) برای خود ساخت. در ابتدا پیتر با توجه به جهنمی که نورمن برای او و عزیزانش رقم زده بود او را باور نداشت اما در نهایت تغییر و گذارِ نورمن به یک قهرمان را پذیرفت. پیتر اکنون به قدری به نورمن اعتماد دارد که حتی اجازه داد این شرورِ سابق موقتاً عنوان و هویت اسپایدرمن را بر عهده بگیرد.
این مطلب هم به پایان رسید اما داستانهای اسپایدرمن هنوز ادامه دارد. نظر شما در رابطه با این مطلب چیست؟ بنظر شما کدام تغییر تراژدیکتر بود؟ دیدگاهتان را با ما به اشتراک بگذارید.

