سرانجام پس از دو دهه غیبت، دستکش جادویی بازی Onimusha دوباره بر دستان شمشیرزنی نامدار جا خوش کرده است تا با تلفیقی از رقص فولاد و جادوی اهریمنی، جانی تازه به یکی از اصیلترین نامهای تاریخ گیمینگ ببخشد. اما آیا کپکام توانسته این آیکون سالهای دور را در عصر بازیهای مدرن، بیآنکه هویتش زیر فشار الگوهای جهانبازِ امروزی خرد شود، احیا کند؟ در ادامه همراه آورا گیم باشید.
طنین جرقه خروشانی که از برخورد کاتانا با پولاد زره یک شیطانی از دوزخ برمیخیزد، کافی است تا روح نبردهای خونین شیوگو را به یاد آورد. بازی Onimusha: Way of the Sword بیمهابا دست مخاطب را میگیرد و او را به قلب کیفوی قرن هفدهم میبرد. میاموتو موساشی، سامورایی افسانهای، پس از شکست در یکئوئنجی و چشیدن طعم تلخ مرگ، حالا به لطف دستکش سرخرنگ اهریمنکش (Oni Gauntlet) به زندگی بازگشته است. حسی که در همان بدو ورود بر رگ و پی بازیکن چیره میشود، فراتر از یک تجدید دیدار سحرانگیز با گذشته خواهد بود. اینجا بوی فولاد داغ و عطش جذب ارواح جنما، نوید بازگشت پادشاه هکانداسلشِ کپکام را با ظاهری کوبنده و شکوهمند میدهد.
داستان جدیدترین بازی Onimusha | رقص شمشیر در سایهی روشن اساطیر و انتقام

کپکام سال عجیبی را با سه بازی Onimusha، رزیدنت ایول 9 و Pragmata پشت سر میگذارد اما امروز فقط روی Onimusha: Way of the Sword متمرکز هستیم. تم داستانی بازی از همان ابتدا مسیر خود را از درامهای تاریخیِ ساده جدا میکند و با لحنی جسورانه به سامورایی نامدار ژاپن هویت جدیدی میبخشد.
موساشی برخلاف سرداران کلاسیک سری، یک قهرمان بیعیب و نقص نیست و مبارزی متکبر و تشنه قدرت محسوب میگردد که دستکش جدید برای او حکم یک نفرینِ بقا را دارد. نویسندگان به جای گرفتار شدن در تلهی کلیشههای رایج سامورایی، با تمرکز بر تعاملات سینمایی و دیالوگهای پرانرژی، سفری بلاکباستری و هیجانانگیز را طراحی کردهاند. خط اصلی داستان با ضربآهنگی سریع و درگیرکننده پیش میرود و مواجهه با ساموراییهای تسخیرشده و لردهای اهریمنی، وزن روایی قابل قبولی به بازی میبخشد.
با این وجود، تلاش بازی برای تزریق برخی ساختارهای شبه جهانباز و ماموریتهای جانبی در کیوتو، ریتم داستانی را دچار نوسان میکند؛ مأموریتهای فرعی کممایهای که بیشتر برای جمعآوری منابع ارتقا طراحی شدهاند تا بسترسازی روایی، در بخشهایی از نیمه دوم بازی مانند ترمزی بر پیکرهی پرشتاب داستان عمل میکنند.
گیمپلی بازی Onimusha: Way of the Sword | پرتاب شمشیر و جذب ارواح

در هسته مرکزی گیمپلی، کپکام شاهکاری از ترکیب مکانیزمهای سنتی نبرد با استانداردهای مبارزاتی مدرن به نمایش گذاشته است. سیستم نبرد متکی بر زمانبندی صدمثانیهای (Issin) و دفع به موقع ضربات (Parry)، وزن و اصطکاک تیغهها را تا عمق استخوان شما منتقل میکند. تغییر موضعهای نبرد و قابلیت جذب ارواح در میانهی کمبوها، ریتمی جنونآمیز و بیرحمانه به مبارزات میدهد.
نوآوری بازی در مکانیزم تعویض تکنیکهای روح اونیموشا و پیوند آن با سلاحهای ثانویه نهفته شده، جایی که میتوانید با استفاده از قدرت باد، آتش یا برق دشمنان را فلج کرده و با یک ضربه تمامکننده سهمگین، ارواح آنها را به کام دستکش فرو ببرید. این سیستم نبرد تحسینبرانگیز در بخشهایی از بازی توسط هوش مصنوعی اثر، بر علیه خودش میشود. دشمنان گاهی در نبردها انفعال بیدلیلی از خود نشان میدهند و چالش اصلی مبارزات را تنها به مبارزات نفسگیر و طاقتفرسای با غولآخرها (Boss Fights) محدود میسازند.
گرافیک بازی بازی Onimusha: Way of the Sword | طنین حماسی سامورایی

تکنولوژی موتور بازیسازی کپکام (RE Engine) بار دیگر معجزه کرده و شهر تاریخی کیوتو و معابد ویرانشده آن را به تابلویی زنده و مدهوشکننده بدل ساخته است. بازتاب نور مهتاب بر تیغهی خیس از خون، حرکت بافت جامهها در باد و سایهزنیهای عمیق در فضاهای بسته، اتمسفر نئوو-گوتیک شگفتانگیزی ایجاد کردهاند.
طراحی بصری غولآخرها با تلفیقی از آناتومی حشرات، زرههای سامورایی و چهرههای مسخشده، مرز میان زیبایی و انزجار را به طرز استادی طی میکند. در لایه صوتی، صدای تیز و صریحِ جابجایی تیغهها و انفجار جادوی اهریمنی، در کنار افکتهای صوتی خرد شدن زرهها گوشنواز است و یک شاهکار سامورایی از بازی Onimusha خلق میکند.
صداپیشگی قدرتمند شخصیت موساشی حس خشونت و لجاجت او را به زیبایی منتقل میکند و موسیقی متن با ترکیب سازهای سنتی شاکوهاچی و تایکو همراه با آرپژهای مدرن الکترونیک، هیجان مبارزات را به اوج میرساند ولی افت کیفیت بافتها در برخی از انیمیشنهای صورت شخصیتهای فرعی و نوسانات جزئی در نرخ فریمِ صحنههای شلوغ شهری، از یکدستی این پرده بصری میکاهد.
این بازی احیای شایسته و پرقدرتی برای یکی از مجموعههای خوب تاریخ اکشن است که توانسته روح سری اصلی را با رویکردی امروزی و نفسگیر بازسازی کند. شاید مشکلاتی مانند افت ریتم روایت به دلیل وجود ماموریتهای فرعی کمارزش در ساختار نیمه جهانباز و هوش مصنوعی ناپایدار در میان دشمنان معمولی، مانع از رسیدن بازی به مقام یک اثر کاملاً بینقص شده باشد اما چیزی از ارزشهای بازی Onimusha نمیکاهد و اگر منطقی باشیم، نمرهی من به این اثر میتواند تا 9.5 از 10 بالا بیایید. نظر شما چیست؟

