انیمیشنهای دیزنی گنجینهای وسیع و بینظیر محسوب میشوند که اکثر آنها آزمون زمان را با موفقیت پشت سر گذاشته و ارزش هنری خود را حفظ کردهاند اما تقریباً غیرممکن است که تمام آثار ساختهشده پس از گذشت چند دهه همچنان جذابیت روز اول خود را حفظ کنند. در ادامه همراه آورا گیم باشید تا به معرفی 5 تا از بهترین انیمیشنهای دیزنی که برای تماشایشان دیر شده، بپردازیم.
تکنیک ساخت انیمیشنهای دیزنی در طول سالها بارها دستخوش تغییر و تحول شده است و هر یک از این دورههای انتقالی، افقهای تازهای را پیش روی انیماتورها قرار داده اما فرای تکنیکهای بصری، ساختارهای داستانسرایی، ریتم روایت و سبک طنز نیز کاملاً دستخوش تغییر شدهاند. اگرچه این آثار برای طرفدارانی که با آنها بزرگ شدهاند همچنان همان حس و حال نوستالژیک گذشته را تداعی میکنند اما بعید است که یک تماشاگر جدید و امروزی نیز همان تجربه را از سر بگذراند.
انیمیشن Oliver & Company | از انیمیشنهای دیزنی که اسیر دههی 80 میلادی شده

کسانی که در دههی 80 میلادی بزرگ شدهاند میتوانند انیمیشن Oliver & Company محصول دیزنی را بارها و بارها تماشا کنند اما این موضوع ممکن است برای مخاطبانی که آشنایی کمتری با فرهنگ عامهی آن دهه دارند صادق نباشد. این اثر که در سال 1988 اکران شد، برداشتی مدرن و بهروز از رمان الیور توئیست چارلز دیکنز بود. دیزنی لندنِ عصر ویکتوریا را با نیویورکِ معاصر دههی هشتاد جایگزین کرد تا روایتی که حول محور بچهگربهای به نام الیور میچرخد و با گروهی از سگهای خیابانی دوست شده را تعریف کند.
بیلی جول (Billy Joel) خوانندهی افسانهای، صداپیشگی شخصیت داجر (Dodger) را بر عهده داشت و برخی از ماندگارترین ترانههای فیلم را اجرا کرد. انیمشین الیور و شرکا به هیچ وجه یک شکست مالی برای دیزنی نبود و در دوران اکران خود حدود ۷۴ میلیون دلار فروش داشت. اصطلاحات عامیانه، موسیقی و استایل شخصیتهای آن کاملاً ریشه در اواخر دهه 80 دارند و برای بسیاری، این ویژگی بخشی از جذابیت نوستالژیک فیلم است اما دقیقاً به همین دلیل میتواند برای طرفداران جوانتر اثری قدیمی و تاریخمصرفگذشته به نظر برسد.
انیمیشن The Aristocats | زمخت و خشن

طی دهههای 60 و 70 میلادی، دیزنی از تکنولوژی زروگرافی (Xerography) برای فتوکپی کردن طرحهای مدادی روی طلقهای انیمیشن (Animation Cells) استفاده میکرد. این تکنیک بیشتر از هر اثر دیگری در فیلم The Aristocats محصول 1970 به چشم میخورد. این فرآیند نخستین بار در سال 1961 در انیمیشن صد و یک سگ خالدار به کار گرفته شد تا در زمان و هزینهها صرفهجویی شود. انیمیشنهای دیزنی در عصر زروگرافی، ظاهری خاص، زمخت و خطدار داشتند که در آثار کلاسیک و قدیمیتر اثری از آن دیده نمیشد.
اگرچه این یک پیشرفت تکنولوژیکِ مهم از نظر مالی برای انیمیشنهای دیزنی محسوب میشد اما میتوان ادعا کرد که کیفیت بصری انیمیشن روی پرده سینما قربانی این تصمیم شد. استودیو در آن دوره در حال تطبیق خود با زندگی بدون والت دیزنی (Walt Disney-بنیانگذار) بود. انیمیشن گربههای اشرافی به عنوان آخرین پروژهای شناخته میشود که شخص والت دیزنی پیش از مرگش با ساخت آن موافقت کرده بود. این فیلم کاراکترهای جذاب و ترانههای فوقالعادهای دارد اما سبک انیمیشن آن بلافاصله زمان، نحوه و علت ساختش را برای مخاطب فاش میکند.
انیمشین Robin Hood | در تلاش برای صرفهجویی

طی دهههای گذشته، اقتباسهای سینمایی درخشان متعددی از داستان رابین هود ساخته شده و منصفانه است که نسخهی انیمیشنی دیزنی در سال 1973 را نیز در میان این آثار برتر قرار دهیم، هرچند روشهای تولید آن به مرور زمان کاملاً برملا و آشکار شدهاند. ولفگانگ رایترمن (Wolfgang Reitherman)، کارگردان این اثر، برای تکمیل فیلم از فریمها و حرکات انیمیشنیِ آماده در آثار قبلی دیزنی مجدداً استفاده کرده بود.
نکته جالب و پارادوکسگونه در تصمیم رایترمن برای استفاده مجدد از انیمیشنهای قدیمی در رابین هود این است که این کار در نهایت هیچ زمان یا هزینهای را برای استودیو صرفهجویی نکرد. فلوید نورمن، انیماتور باسابقهی دیزنی، اشاره کرده است که کپیبرداری و ردگیری حرکات انیمیشنهای قدیمی، در واقع فرآیندی زمانبرتر و دشوارتر بوده و اگرچه این مسئله در زمان اکران لطمهای به موفقیت فیلم نزد، اما امروزه این انیمشینهای قرضگرفتهشده بیش از هر زمان دیگری به چشم میآیند و خودنمایی میکنند.
انیمشین The Rescuers Down Under | از انیمیشنهای دیزنی که ساندویچ شد!

انیمیشن The Rescuers Down Under که در نوامبر 1990 روی پرده سینماها رفت، فرزند بدشانس و مظلوم دوران رنسانس دیزنی بود. این دنباله که درست میان انیمیشن پری دریایی کوچولو (محصول 1989) و دیو و دلبر (محصول 1991) گیر افتاده بود، شرایط بسیار سختی برای دیده شدن و جلب توجه داشت. فیلم در طول دوران اکران سینمایی خود حتی نتوانست بودجهی ۳۰ میلیون دلاری ساختش را بازگرداند.
در سالهای بعد، با اکران و موفقیت عظیم آثار غولآسایی چون دیو و دلبر، علاءالدین و شیرشاه، انیمیشن امدادگران در استرالیا تقریباً به دست فراموشی سپرده شد. از نظر تکنیکهای پویانمایی، این فیلم در واقع یک نقطه عطف بسیار مهم برای استودیو محسوب میشد چرا که نخستین انیمیشن بلند سینمایی بود که کاملاً با استفاده از سیستم تولید انیمیشن کامپیوتری دیزنی (معروف به CAPS) ساخته شد اما متاسفانه انیمیشنهای دیزنی که شاهکارهای بعد از او محسوب میشدند، چنان سایهی سنگینی بر آن انداختند که این اثر خیلی زود قدیمی و ازدهنافتاده به نظر رسید.
انیمشین Home on the Range | به نظر در میان لیست انیمیشنهای دیزنی اضافی است

تاریخچه تولید پرفرازونشیب و بحرانی انیمیشن Home on the Range برای طرفداران دیزنی کاملاً شناختهشده است. این اثر پیش از اکران خود در سال ۲۰۰۴، نسخهها و بازنویسیهای متعددی را تجربه کرد اما اکران و موفقیت بینظیر انیمیشن شرک همه چیز را برای استودیوهای انیمیشنسازی تغییر داد. کاملاً مشخص است که انیمشین مزرعهای در جاده مسیر خود را تغییر داد تا از این سبک جدید داستانسرایی الگوبرداری و استفاده کند اما در نهایت بیشتر از آنکه شبیه به انیمیشنهای دیزنی باشد، به انیمیشنهای Looney Tunes شباهت پیدا کرد.
مزرعهای در جاده تا حد زیادی توسط طرفداران به فراموشی سپرده شده و تماشای آن در عصر حاضر بلافاصله دوره زمانی ساختش را لو میدهد. این فیلم در زمان اکران به عنوان آخرین پروژه دوبعدی و دستساز استودیو پیش از کوچ کامل به سمت انیمیشنهای سه بعدی (CGI) بود، پروژهای که البته بعدتر با ساخت شاهزاده و قورباغه در سال 2009 مجدداً به سنتی و دستساز بازگشت. اکنون با گذشت بیش از بیست سال از اکرانش، این انیمیشن عموماً در فهرست فراموششدنیترین انیمیشنهای دیزنی جای میگیرد.
این مطلب به پایان رسید اما شما بگویید که کدام آثار را دیدهاید، با کدامها خاطره دارید و بنظر شما بدترین انیمیشن دیزنی کدام اثرش محسوب میشود؟

