چشمانداز حماسی و فانتزیِ والای JRR Tolkien از آردا و زمین میانه، سرشار از جادو و نیروهای ماورایی بود اما زمانی که روایت ارباب حلقهها وارد جریان جنگ حلقه شد، جادو تقریباً از ظاهر دنیای مادی رخت بربسته بود. از زمان سقوط و غرق شدن Númenor، نیروهای ماورای پرده از دخالت مستقیم در سیاستها و مقدرات فرزندان ایلوواتار سر باز زدند اما با این حال، همین غیبت عام و کمبود جادو در دنیا، جلوهها و ظهورهای گاهبهگاه آن را بس شگرفتر و قدرتمندتر میساخت.
آرتیفکتها و اشیاء جادوییِ خلقشده توسط تالکین، تاثیری عمیق و سرنوشتسازی بر تاریخ، قلمروهای مختلف و حتی قلوب دارندگان خود گذاشتهاند. برخی از این آیتمها نگاهدارنده حیات و نویدبخش امید بودهاند، برخی دیگر موجب فساد، تباهی افراد و انحطاط جوامع شدهاند. میزان قدرت برترین آیتمهای جادویی در ارباب حلقهها، دقیقاً با میزان تاثیرگذاری آنها بر خط اصلی داستان و سرنوشت زمین میانه سنجیده میشود پس در ادامه همراه آورا گیم باشید.
4) Palantíriها شکلدهندهی سرنوشت سرزمین میانه ارباب حلقهها بودند

Palantíri یا همان سنگهای بینش، به احتمال زیاد توسط فئانور (Fëanor) در دوران اوج تاریخ الفها ساخته شدند اما تقدیر نولدور (Noldor) این اشیاء جادویی را در سراسر سرزمین ارباب حلقهها پراکنده ساخت و به موجودات خبیث فرصت داد تا از آنها سوءاستفاده کنند. باید بدانید که این سنگها ذاتاً خبیث و پلید نیستند اما قدرت و نفوذ بیحدوحصر آنها به نیتها و میزان صلاحیت و اقتدار کسانی بستگی دارد که از آنها استفاده میکنند.
سائورون با استادیِ تمام، سارومان و دنتور (Saruman و Denethor) را فریب داد و هر دو را متقاعد ساخت که ایستادگی در برابر موردور کاملاً بیفایده و بیهوده خواهد بود. ناامیدیِ ناشی از این دیدهها، آنها را به اتخاذ تصمیماتی فاجعهبار کشاند، امری که قهرمانان داستان را مجبور کرد تا علاوه بر ماموریتِ انتقالِ حلقه یگانه به آرامگاه نهاییاش، با چندین بحرانِ وجودیِ همزمان نیز دستوپنجه نرم کنند. تنها زمانی که سائورون در یک نبرد تنبهتنِ روانی و ذهنی شکست خورد، در برابر آراگورن بود.
3) سه حلقه الفها، نقشه بزرگ سائورون (Sauron) را نقش بر آب کردند.

سائورون قصد داشت از طریق حلقههای قدرت بر جهان ارباب حلقهها تسلط یابد و در این میان موفق شد نژاد انسانها را تسلیم خواسته خود کند اما الفها دست او را خواندند و به او اعتماد نکردند. از این رو سلبریمبور (Celebrimbor) 3 حلقهی الفی را به این امید ساخت که بتوان از آنها علیه ارباب تاریکی (Dark Lord) استفاده کرد. حلقههای ناریا (Narya)، نِنیا (Nenya) و ویلیا (Vilya) که برای مقابله با فرسایش تدریجیِ سرزمینِ میانه (Middle-earth) ساخته شده بودند، در دست دارندگان منتخب خود اهداف متفاوتی را دنبال میکردند.
گالادریل (Galadriel) حلقه نِنیا را به کار گرفت تا زیبایی جاودانه لوتلورین (Lothlórien) را حفظ کند، ویلیا به الوند (Elrond) کمک کرد تا ریوندل (Rivendell) را به پناهگاهی امن بدل سازد و گاندالف (Gandalf) به محض ورود به سرزمین میانه، حلقه ناریا را به دست آورد و بارها از این حلقه آتش برای انگیزه بخشیدن به قهرمانان بیشماری از جمله بیلبو (Bilbo) و فرودو (Frodo) بهره برد. هر سه حلقه قدرت الفها نقشی کلیدی در نبرد حلقه (War of the Ring) ایفا کردند اما کارکرد آنها از هزاران سال پیش از آن نبرد آغاز شده بود.
خیلی از طرفداران بر این باورند که گاندالف هنگام جلب نیروی Flame of Anor در برابر بالروگِ خازاد-دوم (Balrog of Khazad-dûm)، به حلقه ناریا اشاره میکرد، همان نیرویی که توان لازم برای شکست دادن این خدمتگزار کهنِ مورگوت (Morgoth)، نخستین ارباب تاریکی را به او بخشید اما به نظر نمیرسد حلقههای نِنیا و ویلیا برای جنگ طراحی شده باشند. با این وجود، هر یک از آنها پیش از آنکه جادوی امیدبخششان با نابودی حلقه یگانه (One Ring) رنگ ببازد، نقش مهم و ظریفی در شکلگیری مسیر دنیای ارباب حلقهها ایفا کردند.
2) چوبدستی جادوگری، تجلی هدف والار (Valar) در ارباب حلقهها بود

پنج Istari از سوی والار مامور شدند تا فرزندان ایلوواتار (Children of Ilúvatar) را راهنمایی و هدایت کنند و به سرزمین میانه (Middle-earth) فرستاده شدند. برخلاف آنچه در سریال The Rings of Power تصویر شده، گاندالف با چوبدستی نمادین جادوگریاش وارد این سرزمین شد، درست همانند سارومان (Saruman)، راداگاست (Radagast)، آلاتار (Alatar) و پالاندو (Pallando). تولکین (Tolkien) این اشیاء را با جادویی مرموز و توضیحاتی مبهم در هم آمیخت اما پیتر جکسون (Peter Jackson) نقش و قدرت آنها را در ارباب حلقهها پررنگتر کرد.
در سهگانهی هابیت، گاندالف خاکستری با چوبدستی اصلی خود کارهای خارقالعاده گوناگونی انجام میداد که از روشنایی بخشیدن به تاریکی و ایجاد سپرهای انرژی گرفته بسیاری جادوی دیگر. راداگاست چوبدستی خود را به عنوان جایگزین به او داد اما سارومان آن را ضبط کرد. همین امر باعث شد الوند (Elrond) چوبدستی دیگری به گاندالف پیشکش کند، همان چوبدستی که او برای درهمکوبیدن بالروگ (Balrog) به کار برد.و پس از آن گاندالف سفید ظهور کرد که قدرتی در حد و اندازه موجودات شبهخدایی در ارباب حلقهها داشت.
چوبدستی جادوگر، مجرایی برای هدایت تواناییهای ماوراءالطبیعی ایستاری بود و شاید حتی قدرتهای مایاریِ (Maiar) آنها را محدود میکرد تا از ظهور اربابان تاریکی جدید در سرزمین میانه جلوگیری کند چرا که خودِ سائورون (Sauron) نیز مایاری بود که سلطه بیمهار او قرنها معصومیت و پاکی را به نابودی کشاند و والار تکرار چنین فاجعهای را برنمیتافتند. از سوی دیگر، اصرار گاندالف برای همراه داشتن چوبدستیاش در ورود به ادوراس (Edoras)، نشان میداد که این قطعه چوب، اهمیتی بسیار فراتر از یک عصای معمولی برای راه رفتن دارد.
1) حلقه یگانه، ویرانگرترین سلاح اهریمن در ارباب حلقهها بود.

حلقه یگانه (The One Ring) یکی از شکوهمندترین اشیاء جادویی بود که در ارباب حلقهها تا به حال ساخته شده چرا که سائورون (Sauron) بخش قابلتوجهی از قدرت وجودی خود را در آن دمید. این کار، حلقه یگانه را همزمان به نیرومندترین سلاح و بزرگترین نقطه ضعف او بدل کرد و به دیگران این امکان را داد تا تنها با جدا کردنش از او، تضعیفش کنند. استفاده کامل سائورون از این حلقه میتوانست فاجعهای مطلق برای سرزمین میانه به بار آورد و همین موضوع چرایی اتحاد قلمروهای زمین میان برای شکست او در پایان عصر دوم (Second Age) را به خوبی روشن میسازد.
حلقهی یگانه علاوه بر تقویت هاله قدرتِ ذاتیِ ارباب تاریکی (Dark Lord)، اراده مستقل خود را نیز اعمال میکرد. این حلقه با وعده قدرت، آرزوهای حامل خود را دستمایه دستکاری قرار میداد و به تدریج ذهن او را به فساد میکشاند. از ایزیلدور (Isildur) و گالوم (Gollum) گرفته تا بورومیر (Boromir) و فرودو (Frodo)، همگی تسلیم نفوذ اجتنابناپذیر آن شدند. خردمندانی چون گاندالف (Gandalf) و گالادریل (Galadriel) نیز با اعتراف به اینکه حتی خودشان هم توان مقاومت در برابر سلطه آن را ندارند، دست رد به سینه حلقه یگانه زدند.
سائورون آن را در اصل برای تسلط بر سایر حلقههای قدرت (Rings of Power) ساخت، هرچند میزان کاریی آن رابطهی مستقیمی با قدرت و تجربه کاربریاش داشت. نکته جالب توجه اینجاست که تنها فرد در زمین میان که توان مقاومت در برابر حلقه یگانه را داشت، یعنی تام بمبادیل (Tom Bombadil)، کمترین علاقهای به نبرد حلقه نشان نمیداد و با در نظر گرفتن اینکه آخرین اتحاد الفها و انسانها (Last Alliance of Elves and Men) به زحمت توانست سائورون را شکست دهد، در صورت دستیابی مجدد ارباب تاریکی به این حلقه، هیچ امیدی به پیروزی جبههی نور در ارباب حلقهها باقی نمیگذارد.

