اگر از این که بازی Wolverine اثر خوبی هست یا نه بگذریم، به دو نکتهی مهم میرسیم. اول اینکه بالاخره یک بازی داریم که بهطور اختصاصی روی ولورین تمرکز دارد، شخصیتی که مدت زیادی است بازی مستقلی با محوریت او نداشتهایم و دوم اینکه با یک بازی اکشن خطی و سنتی طرف هستیم اما چرا این نکات مهم هستند؟ در ادامه همراه آورا گیم باشید تا متوجه شویم.
من کسی را که با وجود همه اینها از Marvel’s Wolverine لذت برده باشد سرزنش نمیکنم؛ اما وقتی به چنین بازیهایی علاقه داشته باشید، با یک مشکل کوچک مواجه میشوید: اینکه دلتان بازیهای بیشتری شبیه آن میخواهد، درحالیکه پیدا کردن چنین آثاری همیشه آسان نیست. خبر خوب این است که بازیهای اکشن سنتی همچنان بهوفور پیدا میشوند؛ هم در نسل فعلی و هم در میان بازیهایی که چند نسل پیش عرضه شدهاند. اگر بعد از ماجراجویی نسبتاً خونین لوگان، هوس اکشنی پرسرعت و مقدار قابلتوجهی خشونت و خونریزی کردهاید، این بازیها میتوانند بهخوبی عطش شما را فروبنشانند.
بازی I Am Your Beast | مانند Wolverine یک شکارچی هستید اما بدون سوپر قدرت

همانطور که اشاره کردم، مهمترین مهارت ولورین در نقش یک شکارچی است. او خشم و غریزه خام یک حیوان وحشی را دارد اما در عین حال از توانایی انسان برای فکر کردن، تصمیمگیری و برنامهریزی نیز برخوردار است. قدرتهای جهشیافته او بدون شک نقش مهمی در مجموعه مهارتهایش دارند اما از نظر فنی، برای اینکه در شکار و از پا درآوردن دشمنان در دل طبیعت مهارت داشته باشید، لازم نیست یک جهشیافته پشمالو باشید. کافی است محیط اطراف خود را بهخوبی بشناسید و از عزم و تمرکز یکدندهای شبیه جان ویک برخوردار باشید، همان چیزی که در شخصیت آلفونس هاردینگ در بازی I Am Your Beast میبینیم.
I Am Your Beast یک بازی تیراندازی آرنایی است که در آن باید در محیطهای جنگلی مختلف، با گروههایی از مأموران مسلح دولتی مبارزه کنید. قرار نیست صرفاً بدوید و به سمت دشمنان تیراندازی کنید زیرا هدف این است که با استفاده سریع و هوشمندانه از تاکتیکهای چریکی، دشمنان را یکییکی از میدان خارج کنید. میتوانید از چاقوهای پرتابی استفاده کنید، سلاحهای بهجامانده از دشمنان را بردارید، از شاخههای درخت به پایین بپرید و با خم شدن، لغزیدن و جاخالی دادن از مسیر حملات دشمن خارج شوید. هاردینگ هیچ قدرت فراانسانی ندارد زیرا او فقط در کشتن آدمها واقعاً مهارت دارد.
بازی Bayonetta | شمشیر، تفنگ و شلاق و حتی آن تیغهای بازی Wolverine

Wolverine ذاتاً در روشهایی که برای انجام کارش در اختیار دارد، تا حدی محدود است. وقتی چنگالهایی از بند انگشتانتان بیرون میآید، کاملاً طبیعی است که تقریباً همیشه از همانها استفاده کنید آن هم به خاطر اینکه مشخصاً کاربردیترین گزینه هستند. البته من مشکلی با چنگالهای ولورین ندارم اما در بازیهای اکشن دوست دارم کمی تنوع و جذابیت بیشتر هم داشته باشم. یکی از بهترین بازیها برای پیدا کردن چنین تنوعی، Bayonetta است.
Bayonetta یک بازی اکشن شخصیتمحور است که در آن جادوگر اصلی داستان برای بازیابی خاطرات و گذشتهی گمشدهاش با نیروهای بهشت مبارزه میکند. شخصیت شما برای این کار از قدرت بدنی فراانسانی، چند قرارداد با شیاطینی بسیار بدقلق و مجموعهای بزرگ از سلاحهای جهنمی برخوردار است. این سلاحها شامل چهار تپانچه معروف او میشوند، دو اسلحه در دستها و دو اسلحه در پاهایش اما این تازه شروع ماجراست. یک کاتانای نفرینشده، یک شلاق زنده، مجموعههای مشابهی از شاتگانها و موشکاندازها و حتی یک جفت چنگال حیوانصفت هم در اختیار او قرار دارد. برخلاف چنگالهای ولورین، چنگال بایونتا آتش و صاعقه است اما در هر صورت چنگال، چنگال است.
بازی Devil May Cry 5 | این بازی کلاً اثری مثل Wolverine را ذهنتان حذف میکند

با اینکه Wolverine در کاری که انجام میدهد فوقالعاده ماهر است اما چندان به نظر نمیرسد از شغلش لذت ببرد. البته نمیتوان سرزنشش کرد زیرا اگر حق انتخاب داشت، احتمالاً ترجیح میداد در یک کلبه کوهستانی زندگی کند و کسی کاری به کارش نداشته باشد اما همانطور که میگویند، برای اینکه بتوانید در زندگی از پس کارتان بربیایید، باید کاری را که انجام میدهید دوست داشته باشید. شخصیتهای Devil May Cry 5 هم کارشان را دوست دارند و هم از کشتن لذت میبرند.
در Devil May Cry 5، شکارچی باسابقه شیاطین، دانته، شاگردش نرو و شخصیت مرموز تازهواردی به نام V با یک شیطان قدرتمند مبارزه میکنند که گیاهی عظیم و آدمخوار را در شهر آزاد کرده است. هر سه شخصیت قابلبازی هستند و سبک مبارزه کاملاً متفاوتی دارند. نرو از انواع بازوهای مصنوعی استفاده میکند که هرکدام قابلیتهای منحصربهفردی در مبارزه دارند اما دانته مجموعهای از سلاحهای شیطانی با ویژگیهای فراطبیعی را در اختیار دارد و V نیز سه شیطان شخصی خود را کنترل میکند.
بازی Onimusha: Way of the Sword | برش و قطعه قطعه کردن میتواند یک هنر باشد

ولورین در تکهتکهکردن دشمنان با دستهای خالی مهارت زیادی دارد اما قطعاً تنها مرد تاریخ نیست که توانسته با تیغهها هنرنمایی کند. برای مثال، میاموتو موساشی یکی از نامدارترین شمشیرزنان تاریخ کشور ژاپن بوده و اگر قرار باشد حرف Onimusha: Way of the Sword را باور کنیم، یکی از ماهرترین شکارچیان شیاطین جهنمی در تاریخ ژاپن محسوب میشود. Onimusha نیز مانند Wolverine تاکید زیادی بر مبارزات سریع و پرتحرک دارد اما مسیر متفاوتی را دنبال میکند.
چنگالهای لوگان شما را تشویق میکنند تا تقریباً همیشه در حالت تهاجمی باقی بمانید اما شمشیرزنی موساشی انعطافپذیری بیشتری در اختیارتان میگذارد زیرا او میتواند حملات دشمنان را دفع یا منحرف کند و حتی در بسیاری از مواقع کاملاً از مسیر ضربات کنار برود. بزرگترین ترفند موساشی ضدحمله قدرتمند Issen است، حرکتی که میتواند جریان مبارزه را بهسرعت تغییر دهد. موساشی به کمک قدرت دستکش اونی (Oni Gauntlet) همچنین میتواند از انواع سلاحهای جادویی مانند خنجر، نیزه، چکش و موارد دیگر استفاده کند.
بازی X-Men Origins: Wolverine | اثری به مراتب بهتر از بازی جدید Wolverine

در ابتدای مطلب اشاره کردم که مدت زیادی است بازیای با محوریت خودِ Wolverine نداشتهایم اما ولورین طی سالها در بازیهای زیادی حضور داشته و بیشتر این حضورها به ماجراهای گستردهتر X-Men یا کراساورهای مختلف دنیای مارول مربوط میشوند. آخرین باری که ولورین واقعاً یک بازی کاملاً اختصاصی برای خودش داشت، به سال ۲۰۰۹ برمیگردد، زمانی که بازی رسمی اقتباسی X-Men Origins: Wolverine منتشر شد. این اثر یکی از آن بازیهای اقتباسیای محسوب میشود که از فیلم برخلاف انتظار عملکرد بسیار خوبی داشت.
این بازی تا حد زیادی از داستان فیلم پیروی میکند و در آن، لوگان در بخشهای مختلف به دنبال گذشتهی شخصی خود به راه میافتد، از فاصله دور به سمت دشمنان یورش میبرد و با چرخاندن تیغههایش، هر چیزی را که سر راهش قرار دارد به گردبادی از نابودی تبدیل میکند. عامل ترمیمکننده ولورین نیز نقش مهمی در گیمپلی دارد و بهتدریج آسیبهایی را که دریافت میکند ترمیم میکند ولی این روند تا زمانی ادامه دارد که قلب او در معرض آسیب قرار نگرفته باشد چراکه پس از آن، امکان کشتهشدن لوگان وجود دارد.
این هم پایان مطلب معرفی 5 بازی که اگر از بازی Wolverine لذت بردید، باید تجربه کنید. حالا شما بگویید چه آثار دیگری میشناسید که تجربهشان شما و سایر افراد را به یاد بازی ولورین میاندازد؟ منتظر دیدگاه شما هستیم.

