همزمان با پخش سریال Stuart Fails to Save the Universe، بیل پردی، یکی از خالقان این اسپینآف، توضیح داده که مفاهیم علمی و سفر میان جهانهای موازی در این مجموعه صرفاً تخیلی نیستند و تا حد امکان بر پایه نظریههای واقعی فیزیک طراحی شدهاند.
جهانهای موازی بر پایه نظریههای علمی
پردی توضیح داد که تیم نویسندگان برای خلق داستان سریال از مفاهیمی مانند تفسیر جهانهای متعدد (Many-Worlds Interpretation) در فیزیک کوانتوم الهام گرفته است. البته او تأکید کرد که این سریال یک اثر علمی-تخیلی است و هدف آن ارائه یک درس فیزیک نیست، بلکه استفاده از نظریههای واقعی برای خلق داستانی سرگرمکننده است.
همکاری با مشاوران علمی
خالق سریال همچنین گفت که مانند The Big Bang Theory، در این پروژه نیز از مشاوران علمی کمک گرفته شده تا مفاهیم مطرحشده تا حد امکان با دانش روز هماهنگ باشند و در عین حال برای مخاطبان قابلفهم باقی بمانند.
تعادل میان علم و سرگرمی
به گفته پردی، بزرگترین چالش تیم سازنده این بوده که تعادلی میان دقت علمی و روایت داستانی برقرار کنند؛ بهگونهای که هم طرفداران علم از جزئیات لذت ببرند و هم مخاطبان عادی بدون نیاز به دانش تخصصی بتوانند داستان را دنبال کنند.
جمعبندی
سازندگان Stuart Fails to Save the Universe معتقدند استفاده از مفاهیم واقعی فیزیک باعث شده دنیای چندجهانی این اسپینآف باورپذیرتر شود. هرچند سریال همچنان یک کمدی علمی-تخیلی است، اما پایههای علمی آن با دقت و مشورت متخصصان شکل گرفته است

