Valheim در برزخ حماسی اساطیر اسکاندیناوی، جایی که شجاعت تنهایی با خشنترین چهرههای طبیعت و اهریمنان دیرینه میآمیزد، واز بهترین تجربههای سبک بقا را ارائه میدهد. اما آیا نسخه نهایی این بازی پس از سالها توسعه و بهروزرسانیهای مداوم، میتواند نام خود را در تالار افتخارات ابدی وایکینگها ثبت کند؟ در ادامه همراه آورا گیم باشید.
صدای وزش باد سرد در میان شاخ و برگ درختان سرسبز میدگارد و کوبش امواج خروشان بر بدنهی کشتی درختی، آغازی است که بازی Valheim مخاطب خود را در آن رها میکند. از همان ثانیههای نخست که توسط کلاغ بزرگ اودین در این جهان مهآلود فرود میآیید، اتمسفر گیرا و در عین حال مخاطرهآمیز بازی شما را مجذوب خود میسازدو بازی بیهیچ دستانداز و مقدمهچینی اضافی، شما را در دشتهای بکر رها میسازد و حسی اصیل از کاوش، ترس از مجهولات و غرورِ ناشی از فتح قلمروهای جدید را در رگهایتان جاری میکند.
داستان بازی Valheim | داستان نیاز نیست، همه چیز مشخص است

روایت داستانی بازی برخلاف آثار رایج سبک بقا، متکی بر متون طولانی و دیالوگهای پر زرقوبرق نیست زیرا زیستبومها و نوشتههای کهن بر روی سنگهای باستانی، بار اصلی قصه را بر دوش میکشند. شما در نقش جنگجویی ساقطشده در میدان نبرد هستید که باید شایستگی خود را برای ورود به والهالا با نابود کردن شاهان اهریمنی قلمرو دهم اودین به اثبات برسانید. نوآوری اصلی ساختار روایی در پیوند زدن پیشرفت داستانی با بایومها (Biomes) نهفته شده است.
شما از دشتهای سرسبز گرفته تا باتلاقهای سمی و قلمرو آتشین، هر جا که باشید در هر منطقه زیستمحیطی فرهنگ، رازها و چالشهای وحشتناک مختص به آن جا را خواهید داشت. البته عقیده دارم که غیبت یک خط داستانی منسجم و شخصیتهای جانبی ماندگار باعث شده تا انگیزه ادامه بازی پس از دهها ساعت، بیشتر متکی بر اشتیاق خودِ شما برای ساختوساز و قویتر شدن باشد تا میل به کشف رازهای داستان، از این رو نقد نبود روایت متمرکز بر بازی Valheim از نظر من وارد است.
گیمپلی بازی Valheim | همه چیز عالی بود فقط کمی نمک لازم داشت

گیمپلی بازی دقیقاً جایی است که جادوی اصلی فرمول بازیسازی استودیوی آیرون گیت (Iron Gate) خودنمایی میکند. بازی Valheim به شکلی استادانه میان مکانیکهای سختگیرانهی سبک بقا و لذت آزادی عمل، تعادل ایجاد کرده است. سیستم ساختوساز بازی که بر اساس فیزیک واقعی پایهها و مقاومت سازهها عمل میکند، یکی از عمیقترین و لذتبخشترین مکانیزمهای تاریخ گیمینگ را رقم زده است و شاید دیگر مانند آن نبینیم.
ساخت یک دریانورد وایکینگی و دل سپردن به دریاهای مواج برای کشف منابع جدید، حس واقعی یک ماجراجویی حماسی را منتقل میکند و سیستم مبارزات بازی نیز ساده اما تاکتیکی و متکی بر مدیریت استقامت (Stamina)، زمانبندی جاخالی و دفع ضربات است. با این وجود، ریتم بازی در بخشهایی از بازی به دلیل نیاز شدید به استخراج و حملونقل کندِ فلزات (Grid) دچار افت شدیدی میشود که میتواند برای افرادی که تکنفره بازی میکنند، کلافهکننده و خستهکننده باشد.
گرافیک بازی Valheim | دیگر چه میخواهید؟ پکیج کامل است

از منظر فنی و بصری، بازی Valheim با استفاده از ترکیب جسورانه بافتهای کمکیفیت پیکسلارت و نورپردازیهای فوقالعاده مدرن، استایل هنری کاملاً منحصربهفردی خلق کرده و بازی انعکاس نور خورشید از میان مه جنگل، بارش بارانهای شدید روی سقفهای چوبی و اهتزاز پرچمها در باد را با چنان زیبایی به تصویر میکشد که بارها شما را وادار به ایستادن و تماشای افق میکند.
در حوزهی صوتی، بازی عملکردی تحسینبرانگیز دارد چون صدای وزش باد، غرش رعدوبرق و شلیک تیرها از کمان، حس واقعی حضور در طبیعت را القا میکنند. موسیقی متن نیز با ملودیهای آرامِ سازهای سنتی در زمان آرامش و کوبش ریتمیک طبلها هنگام نبرد با غولآخرها، هیجان اتمسفر را دوچندان میسازد. نقطه ضعف بخش فنی که بنظر من آمد را میتوان در افت فریمهای مقطعی هنگام ساخت سازههای بسیار بزرگ و پیچیده دانست که کمی بر یکدستی تجربه بصری سایه میاندازد.
بازی Valheim به عنوان اثری که پس از چند سال از حالت دسترسی زودرس یا همان Early Acsess خارج شده و حالا به عنوان یک اثر کامل در دسترس است، میتواند کاملاً کامل بنظر برسد. نمیدانم از یک اثر بقا-محور چه میخواهید اما بازی والهیم که قابلیت تجربه چند نفره هم دارد، عالیترین اثر در میان آثار هم سبک خودش بوده و حاضرم سر این مسئله ساعتها بحث کنم. سیستم ساختوساز بینقص متکی بر فیزیک واقعی نهایت چیزی هست که من در یک بازی ساختوساز نیاز دارم و نمرهی من به این اثر 9 از 10 خواهد بود، نظر شما چیست؟

