GTA تبدیل به یک شاهکار بیرقیب شده اما همانطور که احتمالا میدانید، این Grand Theft Auto نبود که مفهوم بازی جهانباز را اختراع نکرد. Grand Theft Auto 3 هم حتی اولین بازی کاملاً سهبعدی جهانباز نیست اما انکار این امر دشوار است که بگوییم گسترش ژانر جهانباز به میزان موفقیت عظیم فرنچایز جیتیای ربطی ندارد. همراه ما در مطلب 5 بازی شبیه به GTA که ارزش تجربه دارند در آورا گیم باشید.
بازیهایی وجود دارند که در دنیای پس از GTA ۳ عرضه شدند و مستقیماً هدفشان بازآفرینی اثری محسوب میشد که جیتیای به نحوی انجام داده بود. چه به این دلیل باشد که این بازیها مشخصاً درباره خشونت و پیشروی در طبقات عالم جرم و جنایت زیرزمینی هستند و چه نه، در هر صورت به شما اجازه دهند که در صورت تمایل در فعالیتهای غیرقانونی شرکت کنید. این آثار به سختی میتوانند این واقعیت را انکار کنند که برای جلب توجهِ ویژه طرفداران «جیتیای» ساخته شدهاند.
5. بازی The Simpsons: Hit & Run

از همان ابتدا، اقتباسهای بازیهای ویدئویی از «سیمپسونها» غالباً شرمآور بودهاند و دهها اثر ناموفق و ضعیف وجود دارند. شما باید یک طرفدار پر واقعیت سیمپسونها میبودید تا لذت اصلی را از اکثر بازیهای سیمپسونها ببرید. همه چیز افتضاح بود تا زمانی که اوضاع با بازی The Simpsons: Hit & Run تغییر کرد. توسعهدهنده بازی، رادیکال اینترتینمنت (Radical Entertainment)، پس از دستیابی به موفقیت با کپیبرداری از بازی Crazy Taxi در بازی The Simpsons: Road Rage، در اثر بعدی خود GTA را هدف گرفت و یک الهامگیریِ فوقالعاده خندهدار، از نظر مکانیکی سالم، و با ظاهری عالی از فرمول «جیتیای» ساخت.
بعد در دسترس قرار گرفتن بازی سیمپسونز هیت اند ران، برای اولین بار یک بازی سیمپسونی صرفاً برای طرفدارهایش نبود و ذاتاً یک بازی خوب محسوب میشد. شایان ذکر هست که این اثر به عنوان یکی از تنها بازیهای نسبتاً شبیه به GTA عمل میکند که تا حدی مناسب خانواده است و شما واقعاً میتوانید اجازه دهید فرزندانتان آن را بازی کند. طرفداران این اثر، سالهاست در این فکر هستند که آیا این بازی هرگز شاهد یک دنباله یا حداقل یک نسخه بازسازیشده خواهد بود یا خیر تا اینکه مت گرونینگ (Matt Groening)، خالق سیمپسونها، در رویداد D23 سال ۲۰۲۶ دیزنی به طور غیرمستقیم گفت که Hit & Run ممکن است به نحوی بازگردد.
4. بازی The Saboteur

سال ۲۰۰۹ یکی از برترین سالهای تاریخ بازیهای ویدئویی محسوب میشد چرا که حجم بازیهای بزرگ و فوقالعاده بسیار بود و همین مسئله باعث شد بسیاری از آثار با بودجه محدود و کم تبلیغاتی دیده نشوند. بازی The Saboteur هم تقربیاً محکوم به این شد که به یک بازی عالی که هیچکس آن را نخرید تبدیل گردد چرا که این اثر تحت الشعاعِ آثار پرسروصدا قرار گرفته و همین که با فاصله زمانی یک ساله نسبت به GTA 4 منتشر شد. رقبای مستقیم این آثار در زمان عرضه هم دو بازی معروف بودند یعنی Assassin’s Creed II و Borderlands که شانس بازی سابوتور را کاست.
بازی The Saboteur یکی از بهترین بازیهای جهانباز هست که شامل یک شخصیتِ خاکستری از نظر اخلاقی بوده که در ۲۰ سال گذشته عرضه شده اما توسط راکاستار ساخته نشده است. داستان بازی شما را در نقش شان دولین (Sean Devlin) قرار میدهد، مکانیک و رانندهی خودروهای مسابقهای که تلاش میکند گذشته مجرمانه خود را در زادگاهش ایرلند رها کند تا شروعی تازه در پاریس داشته باشد اما پاریس توسط نازیها اِشغال است و شان به نبردِ خونین علیه سرکوبگران شهر کشیده میشود. این بازی از اساسینز کرید هم وام گرفته چون تاکید زیادی بر پیمایش عمودی ساختمانها داشته و مکانیکی مشابه اساسینز کرید دارد.
3. بازی Scarface: The World is Yours

هنگام معرفی بازی Scarface: The World is Yours منطقی بود به آن کاملاً بدبین باشیم چون در آن دوره بازیهای اقتباسشده از روی فیلمها دوران خوشی را سپری نمیکردند. مثلاً بازی The Warriors عالی بود، بازی The Godfather هم اثری نسبتاً خوب بود اما سگهای Reservoir Dogs فاجعه بود. این واقعیت که بازی اسکارفیس تا حدی یک دنباله برای فیلم محسوب میشد دلیل بیشتری بود تا بدترین سناریو را تصور کنیم ولی بر خلاف تمام احتمالات، بازی Scarface: The World is Yours در نهایت به بازی بسیار فوقالعاده تبدیل شد. شاید بازی اسکارفیس یک الگو از GTA باشد اما خود بازی GTA: Vice City هم وامدار شدیدِ این فیلم محسوب میشود.
موضوع غافلگیرکنندهتر این هست که The World is Yours در واقع موفق شد فراتر از نقطهای که جیتیای تا آن زمان پیش رفته بود با مکانیکهای پیچیدهی امپراتوریسازی تا تعاملات صیقلخوردهتر و دقیقتر با شخصیتهای غیرقابل بازی ژانر جهانباز را بیشتر ارتقا دهد. دنبالههایی برای آن برنامهریزی شده بود و شایستگی آن را هم داشت، اما متاسفانه زمانی که ناشر بازی با اکتیویژن (Activision) ادغام شد، برنامه ساخت دنبالههای بازی نیز کنسل گشت. این بازی رکورد جهانی بیشترین ناسزاگویی در یک بازی ویدئویی را در اختیار دارد.
2. بازی Sleeping Dogs

یکی از اولین بازیهایی که پس از موفقیت GTA 3 مستقیماً به رقابت با آن در در عرصه خودش پرداخت، بازی True Crime: Streets of LA بود. بازی کمی خامی و ناصافی داشت اما جسورانه و جاهطلبانه عمل میکرد. این بازی پتانسیل و امید زیادی را به عنوان یک قاتل جیتیای احتمالی به نمایش گذاشت. دنباله آن، یعنی بازی True Crime: Streets of New Yorkهم بیشتر یک حرکت عرضی بود، یعنی برخی چیزها را بهبود بخشید اما در برخی دیگر ضعیف عمل کرد و تغییرات نسبت به نسخهی قبل فراگیر نبود اما در هر صورت به نظر میرسید GTA بالاخره با یک فرنچایز واقعی برای رقابت روبرو شده است.
اگرچه پروژهای که به عنوان دنبالهی Streets of New York آغاز شده بود، به دلیل انقضای حقوق مالکیت و تغییر ناشران در نهایت تغییر نام یافت اما بازی Sleeping Dogs تا حد زیادی یک جانشین معنوی برای مجموعهی True Crime محسوب میشود. این بازی همچنین وعده و پتانسیل دو بازی قبلی را به طور کامل محقق میسازد و مبارزات تنبهتن و تیراندازی فوقالعاده صیقلخوردهای را به ژانری میآورد که همچنان تمایل دارد اولویت کمتری به این موارد بدهد. فضای شهر هنگکنگ نیز به آن اتمسفری منحصربهفرد میبخشد و در برخلاف با GTA که بیشتر حس و حال یک فیلم حماسه جنایی آمریکایی دارد، این بازی حس سینماییِ رزمیِ کلاسیک را منتقل میکند.
بازی Sleeping Dogs صادقانه ویژگیهای مثبت کافیای دارد که صرفاً آن را کپی از جیتیای نخوانیم چرا که حسی بیانصافانه و تحقیرآمیز به این اثر منتقل میکند اما نمیتوان این واقعیت را نادیده گرفت که بر پایهی دو بازی قبلیِ ساخته شده در آن ریشه و تبار یک کپی برداری از GTA است. در هر صورت، این بازی اکشنِ جناییِ جهانباز فوقالعاده محسوب میگردد و میتواند شانه به شانه با تقریباً هر نسخهای از جیتیای رقابت کند.
1. بازی Saints Row 2

زمان زیادی طول کشید تا فرنچایز GTA اولین حضور خود را در عصر کنسولهای بازیِ باکیفیت بالا یا همان HD تجربه کند. پس از بازی Grand Theft Auto: San Andreas در سال ۲۰۰۴، چهار سال طول کشید تا جیتیای 4 این فرنچایز را وارد نسل بعدی کند. این فاصله، فرصت بینظیری را برای سایر بازیها فراهم کرد تا در این میان آن خلاء را پر کنند؛ کاری که دقیقا Saints Row در سال ۲۰۰۶ انجام داد. با وجود تمام خوبیهای Saints Row 1، بازی اساساً صرفاً یک نسخه ارزانقیمت و کپیبرداریشده از جیتیای GTA محسوب میشد و سعی هم نمیکرد چیز دیگری باشد. سازندگان میدانستند مردم آن را خواهند خرید چون یک GTA برای اکسباکس ۳۶۰ میخواستند و این تنها گزینه برای آنها بود.
اما بازی Saints Row 2 این مجموعه را واقعاً به هویت مستقل خود رساند آن هم با تکیه بیشتر بر سرگرمی، طنز، وقاحت و برخی از شدیدترین خشونتهای تیراندازی در دنیای بازی که فرمی خاص به این سری میبخشید. شعار تبلیغاتی آنها این بود: «چه میشد اگر بازیای میساختیم که تمام بخشهای دیوانهوار، خندهدار و افراطیِ جیتیای را بدون هیچکدام از بخشهای خستهکننده داشته باشد؟»
دنبالههای بعدی احتمالاً این هدف را کمی بیش از حد کش دادند و تا حد بالایی مضحک شدند اما در سینتز رو ۲، سازندگان به تعادل بینقصی دست یافتند. شاید در نهایت این فرانچایز نتوانست خوب پیش برود اما پس از تجربهی Saints Row 2، درک میکنید که این فرنچایز پتانسیل داشت که روزی از روی جیتیای رد شود، کاش اینطور میشد.
بهجز عنصر قانونشکنی، این بازیها همچنین دارای مکانیکهای مشابهی با GTA هستند، پیشرفت و ساختار مرحلهایِ بسیار شبیه به جیتیای را دنبال میکنند و از ترفنده و الگوهای رایج مختلف جیتیای به روشهایی کاملاً واضح الهام میگیرند. آنچه همه آنها را متحد میسازد این است که همه به GTA یورش بردند اما در نهایت هیچ یک نتوانستند به رقابت با این اثر فراگیر بپردازند. نظر شما چیست؟ چه بازی دیگری میتوانید به این لیست بیافزایید؟

