سبک Noir (نوآر) با فضای تاریک، سایههای سنگین، خیابانهای بارانخورده به سراغ شما میآید و معمولاً کارآگاهانی خسته با لحن بدبینانه به شما تحویل میدهند که یکی از جذابترین زیرسبکها چه در صنعت بازیهای ویدیویی و چه در صنعت سینما بوده است، در ادامه همراه آورا گیم باشید.
آثار برتر ژانر Noir با تلفیق موفقِ روایتهای جنایی پیچیده، موسیقی جازِ مالیخولیایی و گیمپلی معمایی یا اکشن، توانستهاند شاهکارهای ماندگاری را در اختیار گیمرها قرار دهند. منتقدان و تاریخنگاران سینما هرگز نتوانستهاند بر سر تعریف دقیق فیلم نوآر به توافق کامل برسند که آیا نوآر یک ژانر سینمایی است؟ یک جنبش سینمایی؟ یا صرفاً یک سبک فیلمسازی؟ با این حال، یکی از فرمهای هنری که تحت تاثیر عمیق این سبک قرار گرفته، صنعت بازیهای ویدیویی است و نوآر، حلق برخی از استثناییترین بازیهای تاریخ را رقم زده.
5) بازی L.A. Noire | نام بازی همه چیز را توضیح داده

با آغاز دههی 2010 میلادی، کمپانی راکاستار گیمز (Rockstar Games) ناشری بود که آشنایی کامل و بینقصی با سبک نوآر داشت اما تا پیش از اکران L.A. Noire هرگز آثاری با پیوندی تا این حد مستقیم به ریشههای کلاسیک این ژانر عرضه نکرده بود. این بازی که داستان آن در لسآنجلس سال 1947 جریان دارد و ماجرای کارآگاهی را دنبال میکند که به حل پروندههای گوناگون میپردازد، نخستین بازی ویدیویی تاریخ نام گرفت که موفق شد به عنوان یکی از آثار برگزیده رسمی در جشنواره فیلم ترایبکا پذیرفته و قدردانی (با اینکه بازی بود) شود.
روایت اثر واقعاً دلنشین و هیجانانگیز بوده و همین که شما میتوانید با میل خودتان بازجویی کرده و تصمیم بگیرید کی مجرم است، ارزش تجربهاش را بالا میبرد. طراحی جهانباز (Open-world) آن طبق استانداردهای امروزی تا حدی ابتدایی به نظر میرسد اما این بخش هرگز قرار نبود جذابیت اصلی بازی باشد. در عوض، فضاسازی تاریک و بیرحمانه، روایت داستانی بالغانه و مکانیکهای انقلابی بازجویی و تحقیقات هستند که به شما اجازه میدهند احساس یک کارآگاه واقعی دههی 1940 را لمس کنید.
4) بازی Heavy Rain | به خوبی ژانر Noir را توضیح میدهد

بازی Heavy Rain که در زمان عرضهی اولیه خود روی پلیاستیشن به عنوان یکی از بزرگترین بازیهای ویدیویی تاریخ تحسین شد، شاهکاری در سبک اکشن-ماجراجویی (Action-Adventure) است که داستان چهار شخصیت درگیر با پروندهی مرموز قاتل اوریگامی را روایت میکند. این بازی یکی از آن آثار ایدهآل برای اقتباس سینمایی محسوب میشود، چون میتواند به نمایش بیپرده الهامات نوآر سینمایی بپردازد و از Blade Runner گرفته تا آثار دیوید فینچر (David Fincher)، بهخوبی الگو گرفته و توسعه میدهد.
سیستم کنترل بازی و اتکای بیش از حد آن به کلیدزنیهای سریع (Quick Time Events) چندان با معیارهای امروزی همخوانی ندارد اما این روایت داستانی، فضاسازی فوقالعاده و سطح آزادی عمل شما است که Heavy Rain را به چنین شاهکاری تبدیل میکند. این اثر با اتکای شدید به کلیشهها و ساختار داستانهای کارآگاهی کلاسیک، اثبات کرد که ژانر بازیهای Noir در اوج خود تا چه اندازه میتواند قدرتمند و سینمایی باشد. به لطف نقش پررنگ تصمیمات و گزینههای انتخابی شما، تجربهی هیچ دو فردی از بازی Heavy Rain دقیقاً مشابه یکدیگر نخواهد بود.
3) بازی The Wolf Among Us | شاهکار استودیوی تلتیل گیمز با سبک Noir

از آنجایی که انیمیشن تعاملی و بازی The Wolf Among Us بر اساس مجموعه کمیکبوکهای Fables اثر بیل ویلینگهام (Bill Willingham) از انتشارات ورتیگو ساخته شده است، از نظر فنی یکی از برترین بازیهای ویدیویی تاریخ دیسی (DC) محسوب میشود. فلسفه و سبک طراحی منحصربهفرد استودیوی تلتیل گیمز (Telltale Games) در سراسر دههی 2010 میلادی بسیار پرطرفدار بود و تا به امروز، بازی ولف امانگ آس همچنان یکی از فناناپذیرترین آثار و محبوبترین بازی این استودیوی تعطیلشده به شمار میرود.
شهر فیبلتاون و تمامی ساکنان افسانهای و خیالی آن، بستر و ابزاری کاملاً ایدهآل برای روایت داستان کلانتر بیگبی ولف (Bigby Wolf) و تحقیقات او درباره سلسلهای از قتلهای زنجیرهای هستند. بازی The Wolf Among Us همچنان یک تجربهی ضروری برای علاقهمندان به آثار داستانمحور و کسانی است که از ترکیب خاص داستانسرایی و گیمپلی استودیوی تلتیل لذت میبرند. این اثر با فضاسازی گیرا، خلاقیت بینظیر و نگارش بینقص، یکی از جذابترین داستانهایی است که صنعت بازیهای ویدیویی در طول دههی 2010 میلادی به خود دیده.
2) بازی Max Payne 2 | ده بار تجربهی این اثر Noir باز هم کم است

علت اصلی شناختی که راکاستار گیمز پیش از عرضه L.A. Noire از سبک Noir داشت، انتشار دو نسخهی ابتدایی مجموعهی Max Payne (در واقع استودیو Remedy سازنده و راکاستار ناشر بوده) بود. با وجود اینکه نسخهی اول همچنان با گذشت سالها یک اثر استثنایی محسوب میشود اما این Max Payne 2 است که بیش از هر بازی دیگری آزمون زمان را با موفقیت پشت سر گذاشته و جایگاه خود را به عنوان یکی از برترین شوترهای سومشخص تاریخ ثبت کرده است (بارها بازی کردهام و باز هم تجربه میکنم).
خودِ شخصیت مکس یکی از عمیقترین شخصیتهای تاریخ بازیهای ویدیویی بوده و روند رشد و سیر تحول او، یکی از مجذوبکنندهترین بخشهای این شاهکارِ بینقص از نظر نگارش داستان به شمار میرود اما فرای یک روایت داستانیِ Neo-Noir و نفسگیر، بازی از گانپلی (Gunplay) ساختارشکن، سیستم فیزیک بسیار جذاب، مکانیکهای انقلابی Bullet-time و کنترل بسیار روان بهره میبرد. تاریخ بازیهای ویدیویی کمتر تعادلی چنین بینقص را میان یک گیمپلی قدرتمند و روایتی داستانی و پرنفوذ به خود دیده است.
1) بازی Disco Elysium | با سبک Noir، ویدیو گیم را تبدیل به هنر میکند

دلیل موجهی که نه، مجموعهای از دلایل گوناگون وجود دارد که چرا در هر بحثی پیرامون هنر بودن یا نبودن بازیهای ویدیویی، نام Disco Elysium بدون استثنا مطرح میشود. این بازی نقشآفرینی (RPG) که توسط تیم و گروهی به رهبری رماننویسان استونیایی، روبرت کورویتس (Robert Kurvitz) و کاور کندر (Kaur Kender) نگاشته و طراحی شده، فراتر از یک شاهکار معمولی در 50 سال گذشته است. این اثر چنان هنر والایی را به تصویر میکشد که زیر سوال بردن هنری بودن ویدیو گیم را عملاً به بحثی بیمعنا تبدیل میکند.
گیمپلی بازی چندان پیچیده نیست و عمدتاً از جابهجاییهای اشاره و کلیک یا همان Point-and-click و انتخاب دیالوگها تشکیل شده و دقیقاً در دل همین ظاهر ساده، پیچیدگی و ظرافت ژرف بازی نهفته شده است. این اثر روایتی Neo-Noir فوقالعاده از نظر روانشناختی پرجزئیات و از نظر سیاسی نیشدار دربارهی حسرت، رستگاری، شکستهای سیاسی و آگاهی انسان میگوید. سیستم ارتقای مهارتهای Disco Elysium شاهکار، دیالوگها و داستان به شکلی بینقص مهندسی شدهاند و مکانیکهای نقشآفرینی آن شگفتانگیزند. شما چه اثر دیگری میتوانید به این لیست اضافه کنید؟

