بازی Marvel’s Wolverine در برزخی از خون، چنگالهای آدامانتیوم و خشم بیمهار، استودیوی اینسامنیاک گیمز سرانجام تاریکترین و خشنترین فصل پروندهی ابرقهرمانی خود را رقم زده است اما این که ماجراجوییِ خطی و خونین در جادههای بیرحم کانادا و مادریپور میتواند تاج پادشاهی بازیهای اکشنِ را بر سر بگذارد یا خیر را در ادامه همراه آورا گیم باشید تا بدانیم.
بازی Wolverine جدید از همان ثانیههای نخست، اتمسفر سنگین، بزرگسالانه و بیرحم بازی شما را به درونیترین لایههای زندگیِ لوگان، جهشیافتهای ایزوله و پر از جراحتهای روحی میکشاند. بیآنکه خبری از آن زرقوبرق و آزادی عمل همیشگیِ تاب خوردن در نیویورکِ اسپایدرمن باشد، اینسامنیاک شما را درست وسط یک کابوسِ آغشته به فوران خون، انتقام و بوی گوشت سوخته رها میکند، حسی که در همان بدو ورود بر رگ و پی بازیکن چیره میشود.
داستان بازی Marvel’s Wolverine | سقوطی آزاد به برزخی از تروما

نویسندگان بازی Wolverine، داستانی را به تصویر میکشند که بیش از آنکه روایتگر یک افتخارآفرینی ابرقهرمانی باشد، کاوش عمیقی در گناه، تروماهای خفته و خوی حیوانی یک انسان است. لوگان برخلاف سناریوهای رایج مردان ایکس یک ناجیِ خندان نیست زیرا فردی شکستخورده محسوب میشود که تلاش میکند از گذشتهی سیاهش در تیم ایکس و سایهی شوم بولیوار تراسک (Bolivar Trask) فرار کند.
لحن روایت به شکلی جسورانه و بدون رتوشهای استودیویی پیش میرود و ساختار خطی و مرحلهای بازی تمرکز فوقالعادهای روی روابط میان لوگان و شخصیتهای کمیک ایجاد کرده اما نوآوری اصلی ساختار داستانی در پردازش حسیِ لوگان نهفته است. سیستم خاطرات قطعهقطعهشده و فلشبکهای بصری در طول مسیر، وزن روانی سنگینی بر دوش شما میگذارند. با این حال، تلاش داستان برای زمینهسازی برای دنبالههای بعدی در بخش پایانی، باعث شده تا ریتم پرشتاب روایت در فصل آخر با نوعی شتابزدگی و گرهافکنیهای ناقص روبهرو شود که از کیفیت اثر نهایی میکاهد. در کل داستان برای مارول فنها فوقالعاده اما برای بقیه آنچنان هم شاید جالب نباشد.
گیمپلی بازی Marvel’s Wolverine | مبارزات سریع و رقص چنگالها

گیمپلی بازی Wolverine به شکل جسورانهای از فرمول ساختاری جهانبازِ قبلیِ سازندگان (منظور بازی اسپایدرمن) فاصله گرفته و روی یک سیستم نبردِ خطی، سریع و متمرکز بر حرکات تمامکننده بنا شده است. نبردها تکنیکی، متکی بر زمانبندی صدمثانیهای، دفع ضربات (Parry) و استفاده از جهشهای وحشیانه به سمت دشمنان بوده و نوآوری بازی در پیوند زدن مکانیزم Berserker Rage و سیستم بازسازی سلامت با ریتم مبارزات نمایان میشود.
برای زنده ماندن و درمان زخمها، مجبورید بیوقفه به دل دشمن بزنید و حملات زنجیرهای خشن پیاده کنید. حواس پنجگانهی لوگان نیز برای ردیابی دشمنان در محیطهای مخفیکاری کاربرد فوقالعادهای دارد. نقاط ضعف این بخش بازی هم گسترده بوده و الگوهای حرکتی دشمنان پایهای و مزدوران تراسک پس از نیمهی اول بازی به شدت تکراری میشوند، همچنین مبارزات در برخی دالانها به توالیهای متکی بر فشردن پیدرپی کلیدها بدل میگردند که از هیجان ساعات اولیه میکاهد و بعد از مدتی همه چیز تکراری بنظر میرسد.
گرافیک بازی Marvel’s Wolverine | تلاش برای استفاده از حداکثر PS5

از منظر فنی و بصری، جهان بازی Wolverine که با حداکثر توان تکنولوژی بصری پلیاستیشن 5 خلق شده، یکی از خشنترین و پرجزئیاتترین جلوههای گرافیکی این نسل را ارائه میدهد و سیستم آسیبپذیری دینامیک بدن لوگان شگفتانگیز است. پارگی لباسها، زخمی شدن گوشت و پیدا شدن استخوانهای آدامانتیوم در طول نبردها و سپس ترمیم تدریجی آنها روی بدن، دستاوردی بینظیر است. در حوزهی صوتی، بازی از افکتهای صریح و گوشنوازِ فرو رفتن چنگالها در گوشت و صدای خرد شدن زرهها بهره میبرد.
صداپیشگی قدرتمند لوگان حس خستگی، خشونت و در عین حال شفقت نهان او را به زیبایی منتقل میکند. موسیقی متن نیز با ترکیبی از سازهای زهی سنگین و گیتار الکتریک، هیجان مبارزات را به اوج میرساند اما نوسانات جزئی فریمریت در صحنههای شلوغ و متراکم شهریِ مادریپور تا حدی روی تجربه بصری تأثیر منفی میگذارد.
این اثر یک شاهکار کاملاً بینقص نیست اما بدون شک شجاعانهترین و خشنترین قدمی است که در دنیای بازیهای اقتباسی ابرقهرمانی برداشته شده است. تکراری شدن الگوی مبارزات با دشمنان عادی در نیمه دوم، ساختار مرحلهایِ گاهی محدودکننده و پایانبندی شتابزده، مانع از رسیدن بازی Wolverine به درجه یک اثر کاملاً بیعیب میشوند پس اگر به دنبال یک اکشن خطیِ پرسرعت، آغشته به فوران خون و روایتی تاریک از جهان کمیکها هستید، این بازی مناسب شماست. از نظر من این اثر بیشتر 7 (از 10 نمره) بیشتر نمیتواند باشد.

